هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و وابستگی شدید به معشوق سخن میگوید. او توصیف میکند که چگونه مانند سایه به دنبال معشوق میرود، حتی اگر مورد بیاعتنایی قرار گیرد. شاعر به عشق بیقید و شرط خود اشاره دارد و بیان میکند که حاضر است برای معشوق هر رنجی را تحمل کند، حتی اگر بداند این عشق او را به دردسر میاندازد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از عبارات مانند «مست خون خوردن» ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۹۰۹ - هرکه شد سویش چو سایه در قفا می افتمش
هرکه شد سویش چو سایه در قفا می افتمش
تا مرا با خود برد در دست و پا می افتمش ۱
زین هوس گر شب به سنگ از کوی خود راند سگان
شب سگش خیزد از جا من بجا می افتمش ۲
بهر داد آیم براه یار و چون پیدا شود
میگذارم داد و اول در دعا می افتمش ۳
خون خورم شب دور از او چون مست خون خوردن شوم
میروم در پای دیوار سرا می افتمش ۴
میکشم مانند اهلی زلف آن زنجیر موی
گرچه میدانم که در دام بلا می افتمش ۵
تا مرا با خود برد در دست و پا می افتمش ۱
زین هوس گر شب به سنگ از کوی خود راند سگان
شب سگش خیزد از جا من بجا می افتمش ۲
بهر داد آیم براه یار و چون پیدا شود
میگذارم داد و اول در دعا می افتمش ۳
خون خورم شب دور از او چون مست خون خوردن شوم
میروم در پای دیوار سرا می افتمش ۴
میکشم مانند اهلی زلف آن زنجیر موی
گرچه میدانم که در دام بلا می افتمش ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۳۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۰۸ - در غمت گر جان غم پرور نباشد گو مباش
گوهر بعدی:شماره ۹۱۰ - نقش پای او که محراب دعا می یابمش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.