هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رنجها و دردهای عشق شکایت میکند و بیان میکند که عمر خود را در بند عشق گذرانده و از شادیهای زندگی محروم مانده است. او از شعلههای آه و درد در سینهاش میگوید و خود را اسیر و مستمند عشق میداند. همچنین اشاره میکند که عشق آنقدر دردناک است که حتی از عذاب قیامت هم سختتر به نظر میرسد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و دردهای روحی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۹۲۶ - مجنون منم گریخته عمری ز بند عشق
مجنون منم گریخته عمری ز بند عشق
افتاده باز در پی دل در کمند عشق ۱
از شاخ عمر میوه شادی نچیده است
دستی که کوته است ز نخل بلند عشق ۲
در سنگلاخ سینه من شعله های آه
هریک شراره ایست ز نعل سمند عشق ۳
بس دل اسیر غم شد و آزاد گشت باز
مسکین منم هنوز چنین مستمند عشق ۴
اهلی غم از عذاب قیامت نمیخورد
از بسکه هست سوخته و دردمند عشق ۵
افتاده باز در پی دل در کمند عشق ۱
از شاخ عمر میوه شادی نچیده است
دستی که کوته است ز نخل بلند عشق ۲
در سنگلاخ سینه من شعله های آه
هریک شراره ایست ز نعل سمند عشق ۳
بس دل اسیر غم شد و آزاد گشت باز
مسکین منم هنوز چنین مستمند عشق ۴
اهلی غم از عذاب قیامت نمیخورد
از بسکه هست سوخته و دردمند عشق ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۲۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۲۵ - چند فتد به کشتنم زلف تو ماه برطرف
گوهر بعدی:شماره ۹۲۷ - ماییم همچو مجنون استاد مذهب عشق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.