خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از درد و رنج زندگی و عشق سخن میگوید. شاعر از تیرهای عشق و غم مینالد و زندگی را دشوارتر از مرگ میداند. او به دیوانگی در عشق اشاره میکند و از ناامیدی و خارهای غم در زندگی میگوید. در نهایت، شاعر به مستی و توبههای پی در پی اشاره میکند که نشاندهندهٔ تلاش برای فرار از دردهاست.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند مرگ، غم، و مستی ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۹۴۱ - بزخم تیر تو جان رفت و خاک تن شد گل
بزخم تیر تو جان رفت و خاک تن شد گل
هنوز لذت تیرت نمیرود از دل ۱
دلا ز مشکل غم کار بر خود آسان کن
که مردنت بود آسان و زندگی مشکل ۲
چه جای خار که گل گر فتد شود خارت
ز هرچه دامن همت نگیردت بگسل ۳
به ذره یی چو تو خورشید صد نظر دارد
تا غافل از وی و مشغول خود زهی غافل ۴
متاع عقل ببازار عشق کس نخرد
درین معامله دیوانه میشود عاقل ۵
بیار می که ز مستی خجل شدن سهل است
هزار بار مرا توبه کرده است خجل ۶
ز دیده حاصل اهلی همیشه خار غم است
ز شوره زار بجز خار کی شود حاصل ۷
هنوز لذت تیرت نمیرود از دل ۱
دلا ز مشکل غم کار بر خود آسان کن
که مردنت بود آسان و زندگی مشکل ۲
چه جای خار که گل گر فتد شود خارت
ز هرچه دامن همت نگیردت بگسل ۳
به ذره یی چو تو خورشید صد نظر دارد
تا غافل از وی و مشغول خود زهی غافل ۴
متاع عقل ببازار عشق کس نخرد
درین معامله دیوانه میشود عاقل ۵
بیار می که ز مستی خجل شدن سهل است
هزار بار مرا توبه کرده است خجل ۶
ز دیده حاصل اهلی همیشه خار غم است
ز شوره زار بجز خار کی شود حاصل ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۴۰ - عاشق که برفروخت چراغت ز داغ دل
گوهر بعدی:شماره ۹۴۲ - ز خشم و ناز تو صد شوق شد فزون در دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.