هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از رنجها و تلاشهای بیثمر خود سخن میگوید. او مانند مرغ نیمبسمل تقلا میکند اما تا تسلیم نشده، آرامش نمییابد. با چشمانی پر از خاک سیاه و دلی شکسته، به دنبال وصال معشوق میدود اما هرگز به آن نمیرسد. در نهایت، با پذیرش دیوانگی و رهایی از خودپسندی، به نوعی شادی دست مییابد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۹۴۸ - چون مرغ نیم بسمل چندانکه می طپیدم
چون مرغ نیم بسمل چندانکه می طپیدم
تسلیم تا نگشتم آسودگی ندیدم ۱
خاک سیه کشیدم در دیده بیجمالش
پیرانه سر چو طفلان خوش سرمه یی کشیدم ۲
آخر به سنگ جورم بشکست شیشه دل
دردا که در پی دل بیهوده میدویدم ۳
خواهم بخاک بردن چون لاله داغ حسرت
کز گلشن وصالش هرگز گلی نچیدم ۴
اهلی اگرچه گشتم دیوانه لیک شادم
کز قید خودپسندی وحشی صفت رمیدم ۵
تسلیم تا نگشتم آسودگی ندیدم ۱
خاک سیه کشیدم در دیده بیجمالش
پیرانه سر چو طفلان خوش سرمه یی کشیدم ۲
آخر به سنگ جورم بشکست شیشه دل
دردا که در پی دل بیهوده میدویدم ۳
خواهم بخاک بردن چون لاله داغ حسرت
کز گلشن وصالش هرگز گلی نچیدم ۴
اهلی اگرچه گشتم دیوانه لیک شادم
کز قید خودپسندی وحشی صفت رمیدم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۴۷ - درعشق گنهکارم اگر خاک نگردم
گوهر بعدی:شماره ۹۴۹ - سجده بردم به درش دوش چو تنها گشتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.