هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از دردها و رنج‌های عاشقانه خود می‌گوید. او از محرومیت، غم‌های معشوق و طعنه‌های دیگران می‌سوزد و درد دل خود و همنشینانش را بیان می‌کند. شاعر از معشوق می‌خواهد که به او نگاهی کند و از حسرت وصال او می‌سوزد. همچنین، او از ناعادلانه بودن مقایسه حور و پری با معشوق شکایت دارد و در نهایت، خود را مانند شمعی می‌داند که با مرهم داغ می‌سوزد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۹۵۸ - من از محرومی خود یا زرشک محرمان سوزم

من از محرومی خود یا زرشک محرمان سوزم
ز غمهای تو میرم یا ز طعن بی غمان سوزم ۱

ز بس داغ دل خود و سوز درون همنشینانم
نسوزم بهر خود چندانکه بهر همدمان سوزم ۲

زکات حسنت ای یوسف نگاهی سوی من میکن
مهل کز حسرت وصل تو چون بیدر همان سوزم ۳

چرا حور و پری خود را مقابل با تو میسازند
چه نا انصافیست این، وه کزین نامحرمان سوزم ۴

ز مغز استخوان اهلی چو شمعم مرهم داغ است
وزین مرهم بداغ حسرت بیمرهمان سوزم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۲۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۵۷ - عالمی گر خون خورند از عشق ماهم میخوریم
گوهر بعدی:شماره ۹۵۹ - اگر تو جان طلبی جان در آستین دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.