هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق نافرجام و درد دوری از معشوق میگوید. او از بیتوجهی معشوق، سنگدلی او و رنجهای عشق شکایت دارد و احساس ناامیدی و درماندگی میکند. همچنین، به مقایسهای بین حال خود و شمع سحرگاه میپردازد که در آستانه مردن است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاطفی عمیق، ناامیدی و درد عشق است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و درماندگی نیاز به بلوغ فکری دارند.
شماره ۹۶۷ - برتافت رخ چو آینه آنماه چون کنم
برتافت رخ چو آینه آنماه چون کنم
نبود مجال دم زدنم آه چون کنم ۱
ره در دلم نمیدهد آن بت بهیچوجه
سنگین دل است در دل او راه چون کنم ۲
دستش بدست ساقی و زلفش بچنگ غیر
دست منست از همه کوتاه چون کنم ۳
خواهد دمید صبح وصال من از فراق
در مردنم چو شمع سحرگاه چون کنم ۴
ناگفتنیست عشق بتان چون حدیث گنج
کس راز حال خویشتن آگاه چون کنم ۵
گیرم به نا امیدی و جورش بسر برم
با جور بخت و طعنه بدخواه چون کنم ۶
اهلی مگو که از ذقنش دل نگاهدار
من مست بیخودم حذر از چاه چون کنم ۷
نبود مجال دم زدنم آه چون کنم ۱
ره در دلم نمیدهد آن بت بهیچوجه
سنگین دل است در دل او راه چون کنم ۲
دستش بدست ساقی و زلفش بچنگ غیر
دست منست از همه کوتاه چون کنم ۳
خواهد دمید صبح وصال من از فراق
در مردنم چو شمع سحرگاه چون کنم ۴
ناگفتنیست عشق بتان چون حدیث گنج
کس راز حال خویشتن آگاه چون کنم ۵
گیرم به نا امیدی و جورش بسر برم
با جور بخت و طعنه بدخواه چون کنم ۶
اهلی مگو که از ذقنش دل نگاهدار
من مست بیخودم حذر از چاه چون کنم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۶۶ - خوش آنکه مست بروی تو دیده باز کنم
گوهر بعدی:شماره ۹۶۸ - نوروزی ازین ما بفراغی ننشستیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.