هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از رنجها و تنهاییهای خود میگوید و بیان میکند که هرگز در آرامش و خوشی ننشسته است. او از عشق و هجران سخن میگوید و از سوختن در آتش دوری و فراق مینالد. در پایان، شاعر به نوعی دعوت به شادی و رهایی از غم میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای شعری ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۹۶۸ - نوروزی ازین ما بفراغی ننشستیم
نوروزی ازین ما بفراغی ننشستیم
با لاله رخی گوشه باغی ننشستیم ۱
مردیم بتاریکی و تنهایی هجران
یکشب به مهی پیش چراغی ننشستیم ۲
ما سوختگان را چه فتادست که هرگز
بی دود دل و آتش داغی ننشستیم ۳
ماییم درین صیدگه از غایت دوری
آن کشته که در وصله زاغی ننشستیم ۴
اهلی بشکن لاله صفت ساغر و برخیز
خوش کاین همه در بند ایاغی ننشستیم ۵
با لاله رخی گوشه باغی ننشستیم ۱
مردیم بتاریکی و تنهایی هجران
یکشب به مهی پیش چراغی ننشستیم ۲
ما سوختگان را چه فتادست که هرگز
بی دود دل و آتش داغی ننشستیم ۳
ماییم درین صیدگه از غایت دوری
آن کشته که در وصله زاغی ننشستیم ۴
اهلی بشکن لاله صفت ساغر و برخیز
خوش کاین همه در بند ایاغی ننشستیم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۳۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۶۷ - برتافت رخ چو آینه آنماه چون کنم
گوهر بعدی:شماره ۹۶۹ - من خسته ایفلک کی دمی از تو شا گشتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.