هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از ناامیدی، عشق نافرجام و رنجهای عاطفی خود میگوید. او احساس میکند که تمام تلاشهایش بیثمر بوده و همچنان در حسرت و غم گرفتار است. با وجود عمری جستجو، به آرزوهایش نرسیده و خود را مانند باد و آب، بیهدف و سرگردان میبیند. همچنین از مقایسه شدن با مجنون و تحقیر شدن شکایت دارد و احساس میکند که حتی به پای بتان نیز نرسیده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق، ناامیدی و حسرت است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نسبی نیاز دارد. همچنین استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای خوانندگان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۹۶۹ - من خسته ایفلک کی دمی از تو شا گشتم
من خسته ایفلک کی دمی از تو شا گشتم
چه مراد جستم از تو که نامراد گشتم ۱
من زار را بمجنون مکن ایحکیم نسبت
که بدرود و داغ حسرت من از او زیاد گشتم ۲
بغبار خاک راهش نرسیدم ارچه عمری
همه سو چو آب رفتم همه جا چو باد گشتم ۳
دل من ز ششدر غم نشدش گشاد هرگز
که چو کعبتین هر سو ز پی مراد گشتم ۴
ز در بتان چو اهلی که مرا بسنگ راند؟
که بکوی نوغزالان سگ خانه زاد گشتم ۵
چه مراد جستم از تو که نامراد گشتم ۱
من زار را بمجنون مکن ایحکیم نسبت
که بدرود و داغ حسرت من از او زیاد گشتم ۲
بغبار خاک راهش نرسیدم ارچه عمری
همه سو چو آب رفتم همه جا چو باد گشتم ۳
دل من ز ششدر غم نشدش گشاد هرگز
که چو کعبتین هر سو ز پی مراد گشتم ۴
ز در بتان چو اهلی که مرا بسنگ راند؟
که بکوی نوغزالان سگ خانه زاد گشتم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۶۸ - نوروزی ازین ما بفراغی ننشستیم
گوهر بعدی:شماره ۹۷۰ - آنچنانم ز فراقت که ندانم چکنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.