هوش مصنوعی: شاعر در این متن از درد عشق و فراق می‌گوید و بیان می‌کند که دلش از مهر معشوق صدپاره شده است. او از نبود طاقت نظاره و حسرت دیدار معشوق می‌نالد و حال دل آشفته‌اش را توصیف می‌کند. با وجود این همه درد، شاعر خود را خوشبخت می‌داند که رشک ماه و ستاره را ندارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات دارد.

شماره ۹۷۱ - چون سایه گذر زان مه رخساره نداریم

چون سایه گذر زان مه رخساره نداریم
و ز سوختگی طاقت نظاره نداریم ۱

چون ما دل صد پاره ز مهر تو که دارد؟
اینست که طالع ز تو یکباره نداریم ۲

عیش دو جهان سهل بود بر دل ما لیک
با حسرت شیرین دهنان چاره نداریم ۳

حال دل گمگشته ما شهره شهرست
ما خود خبری از دل آواره نداریم ۴

هرچند که سرگشته ز هجریم چو اهلی
خوشباش که رشک مه و سیاره نداریم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۷۰ - آنچنانم ز فراقت که ندانم چکنم
گوهر بعدی:شماره ۹۷۲ - از بسکه شدم جامه دران نعره زنان هم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.