هوش مصنوعی: شاعر خود و همراهانش را افرادی قدیمی و رند معرفی می‌کند که در دیر خرابات ساکن هستند. آن‌ها خود را سگ و بنده پیر مغان می‌دانند و از قناعت به نسیم باغ یوسف جان سخن می‌گویند. همچنین، اشاره می‌کنند که دیگران به دلیل نداشتن زر و سیم با آن‌ها نشست و برخاست نمی‌کنند، اما آن‌ها همچون حریفان، آزاده و قانع هستند.
رده سنی: 18+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند رندان قدیم و دیر خرابات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا نیازمند توضیح باشد.

شماره ۹۷۳ - ماییم که در دیر خرابات مقیمیم

ماییم که در دیر خرابات مقیمیم
دیرینه دیریم و ز رندان قدیمیم ۱

خلق کرم پیر مغان دام ره ماست
حقا که سگ و بنده آن خلق کریمیم ۲

ای یوسف جان چشم همه بر گل وصلت
ماییم که از باغ تو قانع به نسیمیم ۳

ترسا بچگان با همه علم و هنر ما
با ما ننشینند که ما بی زر و سیمیم ۴

نقد دو جهان داو تو کردیم چو اهلی
ما همچو حریفان نه زبون طبع و لییمیم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۷۲ - از بسکه شدم جامه دران نعره زنان هم
گوهر بعدی:شماره ۹۷۴ - من سوخته خال و خط سیمبرانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.