هوش مصنوعی:
این متن از عمر گذرا و فرصتهای از دست رفته سخن میگوید. شاعر به مخاطب هشدار میدهد که عمر به سرعت میگذرد و اگر به فکر تدبیر و استفاده از فرصتها نباشد، پشیمانی در پی خواهد داشت. همچنین، تأکید میکند که در قیامت، اعمال نیک و بد انسان سنجیده میشود و هر کس به اندازه اعمالش پاداش یا عقوبت میبیند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق اخلاقی و عرفانی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با این مفاهیم ارتباط برقرار کنند و از آن درس بگیرند.
سر آغاز - بیا ای که عمرت به هفتاد رفت
بیا ای که عمرت به هفتاد رفت
مگر خفته بودی که بر باد رفت؟ ۱
همه برگ بودن همی ساختی
به تدبیر رفتن نپرداختی ۲
قیامت که بازار مینو نهند
منازل به اعمال نیکو دهند ۳
بضاعت به چندان که آری بری
وگر مفلسی شرمساری بری ۴
که بازار چندان که آگندهتر
تهیدست را دل پراگندهتر ۵
ز پنجه درم پنج اگر کم شود
دلت ریش سرپنجهٔ غم شود ۶
چو پنجاه سالت برون شد ز دست
غنیمت شمر پنج روزی که هست ۷
اگر مرده مسکین زبان داشتی
به فریاد و زاری فغان داشتی ۸
که ای زنده چون هست امکان گفت
لب از ذکر چون مرده بر هم مخفت ۹
چو ما را به غفلت بشد روزگار
تو باری دمی چند فرصت شمار ۱۰
مگر خفته بودی که بر باد رفت؟ ۱
همه برگ بودن همی ساختی
به تدبیر رفتن نپرداختی ۲
قیامت که بازار مینو نهند
منازل به اعمال نیکو دهند ۳
بضاعت به چندان که آری بری
وگر مفلسی شرمساری بری ۴
که بازار چندان که آگندهتر
تهیدست را دل پراگندهتر ۵
ز پنجه درم پنج اگر کم شود
دلت ریش سرپنجهٔ غم شود ۶
چو پنجاه سالت برون شد ز دست
غنیمت شمر پنج روزی که هست ۷
اگر مرده مسکین زبان داشتی
به فریاد و زاری فغان داشتی ۸
که ای زنده چون هست امکان گفت
لب از ذکر چون مرده بر هم مخفت ۹
چو ما را به غفلت بشد روزگار
تو باری دمی چند فرصت شمار ۱۰
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۰
۶۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
قبلی:باب هشتم در شکر بر عافیت
گوهر بعدی:حکایت پیرمرد و تحسر او بر روزگار جوانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.