هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دلدادگی شدید خود به معشوق میگوید. او شبها مانند سگهای ولگرد به در طلبت میگردد و روزها بیخبر از سرنوشت خود میافتد. حتی اگر سرش از تن جدا شود، دوباره به پای معشوق میافتد. شاعر از مستی عشق و شوق معشوق مینالد و مانند پروانهای دور شمع معشوق میگردد و از این میترسد که از نظر معشوق بیافتد. در نهایت، شاعر از زندگی زاهدانه خسته شده و تصمیم میگیرد به جمع مطربان و معشوقهها بپیوندد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از تصاویر مانند 'سگهای ولگرد' و 'جدا شدن سر از تن' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۹۷۸ - شبها چو سگان در طلبت در بدر افتم
شبها چو سگان در طلبت در بدر افتم
چون روز شود سرنتهم بیخبر افتم ۱
در پای تو گر سر فکند از تن من تیغ
برخیزم و در پای تو بار دگر افتم ۲
مست از می شوق تو چنانم که بکویت
گر پانهم از غایت مستی بسر افتم ۳
تا چند ببوی خوشت ای آهوی مشکین
در کوه و بیابان چو نسیم سحر افتم ۴
پروانه وش ای شمع بتان در نظر تو
میسوزم ازین غم که مباد از نظر افتم ۵
با شیر زدم پنجه بعشق تو و امروز
در پای سگان تو بخون جگر افتم ۶
تا چند نشینم بدر صومعه اهلی
برخیزم و با مطرب و معشوقه در افتم ۷
چون روز شود سرنتهم بیخبر افتم ۱
در پای تو گر سر فکند از تن من تیغ
برخیزم و در پای تو بار دگر افتم ۲
مست از می شوق تو چنانم که بکویت
گر پانهم از غایت مستی بسر افتم ۳
تا چند ببوی خوشت ای آهوی مشکین
در کوه و بیابان چو نسیم سحر افتم ۴
پروانه وش ای شمع بتان در نظر تو
میسوزم ازین غم که مباد از نظر افتم ۵
با شیر زدم پنجه بعشق تو و امروز
در پای سگان تو بخون جگر افتم ۶
تا چند نشینم بدر صومعه اهلی
برخیزم و با مطرب و معشوقه در افتم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۴۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۷۷ - چه شود گرت زمانی من دلفکار بینم
گوهر بعدی:شماره ۹۷۹ - چون لاله جگر چاک شدم غرقه بخون هم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.