هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر بیان میکند که دل به دنیای پر از غم نمیبندد و حتی برای یک لحظه نیز آرامش دل را به دو عالم نمیفروشد. او از رندی خود دفاع میکند و حتی اگر شاه یا حاکم از او عیبجویی کند، سلطنت جم (نماد قدرت و حکومت) را به او نمیدهد. شاعر به نزاع با کسی بر سر علم و عقل نمیپردازد و زحمت بیهوده به خود و دیگران نمیدهد. او از کوتاهنظری که عاقبتاندیشی را به زر میفروشد، انتقاد میکند و خود را مانند یوسف عزیز میداند که به درهم فروخته نمیشود. در نهایت، شاعر عشق به حبیب را برتر از هر چیزی میداند و تا زنده است، آن را به عیسی مریم نمیدهد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۹۸۰ - آنم که دل به عالم پُر غم نمیدهم
آنم که دل به عالم پُر غم نمیدهم
یکدم فراغ دل به دو عالم نمیدهم ۱
گر شاه عیب رندی من کرد حاکم است
باری منش به سلطنت جم نمیدهم ۲
هرگز به کس نزاع ندارم به علم و عقل
بیهوده زحمت کس و خود هم نمیدهم ۳
کوته نظر فروخت به زر حسن عاقبت
من یوسف عزیز به درهم نمیدهم ۴
اهلی غم حبیب که جان تازه داردم
تا زنده ام به عیسی مریم نمیدهم ۵
یکدم فراغ دل به دو عالم نمیدهم ۱
گر شاه عیب رندی من کرد حاکم است
باری منش به سلطنت جم نمیدهم ۲
هرگز به کس نزاع ندارم به علم و عقل
بیهوده زحمت کس و خود هم نمیدهم ۳
کوته نظر فروخت به زر حسن عاقبت
من یوسف عزیز به درهم نمیدهم ۴
اهلی غم حبیب که جان تازه داردم
تا زنده ام به عیسی مریم نمیدهم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۳۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۷۹ - چون لاله جگر چاک شدم غرقه بخون هم
گوهر بعدی:شماره ۹۸۱ - تو شوخ نوجوانی من پیر ناتوانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.