خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد عشق و دلسوختگی میگوید. او با تصاویری مانند تیر خوردن، دل پر از خون، آتش درون و داغهای درونی و بیرونی، رنج خود را بیان میکند. همچنین، به عشق بیقرار و جنونآمیزش اشاره دارد و از بیقراری و ناآرامی خود در اثر این عشق سخن میگوید.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و تصاویر شاعرانهای مانند درد، رنج و جنون عشق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
شماره ۹۸۴ - ز بسکه رخنه ز تیر تو در درون دارم
ز بسکه رخنه ز تیر تو در درون دارم
دلی چو خانه زنبور پر ز خون دارم ۱
چو لاله ظاهر و باطن در آتش است مرا
که داغ هم ز درون و هم از برون دارم ۲
مرا حلال چو فرهاد لعل شیرین است
که دست در کمر کوه بیستون دارم ۳
ز عقل نیست بزنجیر زلف یار طمع
مرا چکار بزلفت مگر جنون دارم ۴
به سر همیشه دوانم چو چرخ از مهرت
کجا قرار و تحمل کجا سکون دارم ۵
مگو که از نفس گرم اهلی ام در تاب
تو خود بگوی که آنش نهفته چون دارم ۶
دلی چو خانه زنبور پر ز خون دارم ۱
چو لاله ظاهر و باطن در آتش است مرا
که داغ هم ز درون و هم از برون دارم ۲
مرا حلال چو فرهاد لعل شیرین است
که دست در کمر کوه بیستون دارم ۳
ز عقل نیست بزنجیر زلف یار طمع
مرا چکار بزلفت مگر جنون دارم ۴
به سر همیشه دوانم چو چرخ از مهرت
کجا قرار و تحمل کجا سکون دارم ۵
مگو که از نفس گرم اهلی ام در تاب
تو خود بگوی که آنش نهفته چون دارم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۸۳ - تو با فراغ خود امروز شاد و فردا هم
گوهر بعدی:شماره ۹۸۵ - کنون که جامه چو من میدری که سر مستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.