هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رنجهای عاشقانه و ناامیدیهای خود سخن میگوید. او آرزو میکند که از جهان پر از غم دور شود و دلش از آلودگیهای دنیوی پاک بماند. شاعر از بیاعتنایی دیگران به احساساتش شکایت دارد و معتقد است که ارزش واقعیاش پس از مرگ شناخته خواهد شد. همچنین، او از عشق نافرجام و دوری از معشوق مینالد و ترجیح میدهد به جای بهشت بدون معشوق، به دوزخ برود.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آنها به بلوغ عاطفی و فکری نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مرگ، ناامیدی و دوزخ ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۹۸۸ - می ده که بی غبار غمی از جهان روم
می ده که بی غبار غمی از جهان روم
آلوده دل مباد کزین خاکدان روم ۱
خلق جهان بگریه من خنده گر زنند
طوفان شود ز گریه گهی کز جهان روم ۲
تا زنده ام چو شمع ندانند قدر من
قدر من آنگه است که من از میان روم ۳
تا دل ز من ربود سگ آستان او
هرگز دلم نداد کز آن آستان روم ۴
آن آفتاب حسن کجا سر نهد بمن
گر زیر پا نهم سر و بر آسمان روم ۵
گشتم غبار ره که به شبگیر تا صبا
شبها بکوی دوست ز دشمن نهان روم ۶
اهلی اگر بباغ جنان ساقیم نه اوست
دوزخ از آن به ام که بباغ جنان روم ۷
آلوده دل مباد کزین خاکدان روم ۱
خلق جهان بگریه من خنده گر زنند
طوفان شود ز گریه گهی کز جهان روم ۲
تا زنده ام چو شمع ندانند قدر من
قدر من آنگه است که من از میان روم ۳
تا دل ز من ربود سگ آستان او
هرگز دلم نداد کز آن آستان روم ۴
آن آفتاب حسن کجا سر نهد بمن
گر زیر پا نهم سر و بر آسمان روم ۵
گشتم غبار ره که به شبگیر تا صبا
شبها بکوی دوست ز دشمن نهان روم ۶
اهلی اگر بباغ جنان ساقیم نه اوست
دوزخ از آن به ام که بباغ جنان روم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۸۷ - دی در رهش چو دیدم بس شرمناک گشتم
گوهر بعدی:شماره ۹۸۹ - یاد من کردی من از بخت این زیادت یافتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.