هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و ارادت خود به معشوق سخن میگوید و از احساس خوشبختی و سعادتی که به واسطه این عشق به دست آورده، صحبت میکند. او از تأثیر کلام معشوق و نگاه ویژهاش به خود میگوید و این رابطه را فراتر از عادتهای معمول میداند. شاعر حتی در بتپرستی و عبادت معشوق، معنایی جدید مییابد و با وجود رنجهای عشق، آن را شیرین و مقدس میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۹۸۹ - یاد من کردی من از بخت این زیادت یافتم
یاد من کردی من از بخت این زیادت یافتم
تا چه نیکی کرده بودم کاین سعادت یافتم ۱
یکسخن گفتی و صد امید پیدا شد مرا
کز نسیم این سخن بوی ارادت یافتم ۲
ناله من کرد گویا این که پرسیدی زمن
کز تو این پرسش خلاف رسم و عادت یافتم ۳
گر سجودت میکنم محراب ابرو خم مکن
زانکه من این بت پرستی از عبادت یافتم ۴
گر چه اهلی آنلب شیرین چو فرهادم بکشت
تلخیی بردم ولی شهد شهادت یافتم ۵
تا چه نیکی کرده بودم کاین سعادت یافتم ۱
یکسخن گفتی و صد امید پیدا شد مرا
کز نسیم این سخن بوی ارادت یافتم ۲
ناله من کرد گویا این که پرسیدی زمن
کز تو این پرسش خلاف رسم و عادت یافتم ۳
گر سجودت میکنم محراب ابرو خم مکن
زانکه من این بت پرستی از عبادت یافتم ۴
گر چه اهلی آنلب شیرین چو فرهادم بکشت
تلخیی بردم ولی شهد شهادت یافتم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۸۸ - می ده که بی غبار غمی از جهان روم
گوهر بعدی:شماره ۹۹۰ - تا کی از گریه گره بر لب فریاد زنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.