خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و ارادت خود به معشوق سخن میگوید و از احساس خوشبختی و سعادتی که به واسطه این عشق به دست آورده، صحبت میکند. او از تأثیر کلام معشوق و نگاه ویژهاش به خود میگوید و این رابطه را فراتر از عادتهای معمول میداند. شاعر حتی در بتپرستی و عبادت معشوق، معنایی جدید مییابد و با وجود رنجهای عشق، آن را شیرین و مقدس میداند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۹۸۹ - یاد من کردی من از بخت این زیادت یافتم
یاد من کردی من از بخت این زیادت یافتم
تا چه نیکی کرده بودم کاین سعادت یافتم ۱
یکسخن گفتی و صد امید پیدا شد مرا
کز نسیم این سخن بوی ارادت یافتم ۲
ناله من کرد گویا این که پرسیدی زمن
کز تو این پرسش خلاف رسم و عادت یافتم ۳
گر سجودت میکنم محراب ابرو خم مکن
زانکه من این بت پرستی از عبادت یافتم ۴
گر چه اهلی آنلب شیرین چو فرهادم بکشت
تلخیی بردم ولی شهد شهادت یافتم ۵
تا چه نیکی کرده بودم کاین سعادت یافتم ۱
یکسخن گفتی و صد امید پیدا شد مرا
کز نسیم این سخن بوی ارادت یافتم ۲
ناله من کرد گویا این که پرسیدی زمن
کز تو این پرسش خلاف رسم و عادت یافتم ۳
گر سجودت میکنم محراب ابرو خم مکن
زانکه من این بت پرستی از عبادت یافتم ۴
گر چه اهلی آنلب شیرین چو فرهادم بکشت
تلخیی بردم ولی شهد شهادت یافتم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۸۸ - می ده که بی غبار غمی از جهان روم
گوهر بعدی:شماره ۹۹۰ - تا کی از گریه گره بر لب فریاد زنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.