خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از غم و اندوه خود میگوید و از روزگار ناسازگارش شکایت میکند. او از فراق و حسرت سخن میگوید و آرزوی رسیدن به آرامش و آزادی را دارد. در ابیات پایانی، به عشق و محبت اشاره میکند و از ناکامی در عشق مینالد.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند حسرت و ناکامی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۹۹۰ - تا کی از گریه گره بر لب فریاد زنم
تا کی از گریه گره بر لب فریاد زنم
سوختم چند گره بیهده بر باد زنم ۱
منکه از طالع شوریده خود در بدرم
از که نالم چکنم پیش که فریاد زنم ۲
غم دل چند خورم کی بود آنروز که من
بفراغت نفسی با دل آزاد زنم ۳
هر گهم صورت شیرین نفسی پیش آید
ای بسا آه که بر حسرت فرهاد زنم ۴
اهلی آن غنچه دهن کار بمن تنگ گرفت
وقت آن شد که قدم در عدم آباد زنم ۵
سوختم چند گره بیهده بر باد زنم ۱
منکه از طالع شوریده خود در بدرم
از که نالم چکنم پیش که فریاد زنم ۲
غم دل چند خورم کی بود آنروز که من
بفراغت نفسی با دل آزاد زنم ۳
هر گهم صورت شیرین نفسی پیش آید
ای بسا آه که بر حسرت فرهاد زنم ۴
اهلی آن غنچه دهن کار بمن تنگ گرفت
وقت آن شد که قدم در عدم آباد زنم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۸۹ - یاد من کردی من از بخت این زیادت یافتم
گوهر بعدی:شماره ۹۹۱ - چندان بر آستان خرابات سر نهم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.