هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از غم و اندوه خود میگوید و از روزگار ناسازگارش شکایت میکند. او از فراق و حسرت سخن میگوید و آرزوی رسیدن به آرامش و آزادی را دارد. در ابیات پایانی، به عشق و محبت اشاره میکند و از ناکامی در عشق مینالد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند حسرت و ناکامی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۹۹۰ - تا کی از گریه گره بر لب فریاد زنم
تا کی از گریه گره بر لب فریاد زنم
سوختم چند گره بیهده بر باد زنم ۱
منکه از طالع شوریده خود در بدرم
از که نالم چکنم پیش که فریاد زنم ۲
غم دل چند خورم کی بود آنروز که من
بفراغت نفسی با دل آزاد زنم ۳
هر گهم صورت شیرین نفسی پیش آید
ای بسا آه که بر حسرت فرهاد زنم ۴
اهلی آن غنچه دهن کار بمن تنگ گرفت
وقت آن شد که قدم در عدم آباد زنم ۵
سوختم چند گره بیهده بر باد زنم ۱
منکه از طالع شوریده خود در بدرم
از که نالم چکنم پیش که فریاد زنم ۲
غم دل چند خورم کی بود آنروز که من
بفراغت نفسی با دل آزاد زنم ۳
هر گهم صورت شیرین نفسی پیش آید
ای بسا آه که بر حسرت فرهاد زنم ۴
اهلی آن غنچه دهن کار بمن تنگ گرفت
وقت آن شد که قدم در عدم آباد زنم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۵۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۸۹ - یاد من کردی من از بخت این زیادت یافتم
گوهر بعدی:شماره ۹۹۱ - چندان بر آستان خرابات سر نهم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.