هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق نافرجام و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. او از بی‌رحمی معشوق و ستم‌هایش گلایه دارد و بیان می‌کند که با وجود وفاداری، به مراد دل نرسیده است. همچنین، از ناامیدی و دردهای عاطفی خود می‌نویسد و اشاره می‌کند که حتی سخن گفتن از این دردها نیز ممکن است باعث رنج بیشتر شود.
رده سنی: 16+ متن حاوی مضامین عاطفی عمیق و دردهای عاشقانه است که درک آن‌ها برای نوجوانان کم‌سن‌وسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و رنج‌های عشقی برای مخاطبان با تجربه‌تر مناسب‌تر است.

شماره ۹۹۲ - هر چند که خود دل ببلای تو سپردم

هر چند که خود دل ببلای تو سپردم
رحمی بکن ای ظالم بد مهر که مردم ۱

سیل ستمت عاقبت از جای مرا برد
هر چند که در کوی وفا پای فشردم ۲

مسکین من سر گشته که در وادی امید
هرگز به مراد دل خود راه نبردم ۳

با من سخن از هیچ مگویید و مپرسید
کز صفحه خاطر همه حرفی بستردم ۴

شاید که چو اهلی بچکد خون ز حدیثم
زینگونه که خون جگر از دست تو خوردم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۹۱ - چندان بر آستان خرابات سر نهم
گوهر بعدی:شماره ۹۹۳ - خوش آنکه تو بازآیی و من پای تو بوسم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.