خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از غم و عشق خود میگوید و بیان میکند که عشق او مانند پروانه به سوی جلال است، نه مانند بلبل برای شهرت. او از زیبایی معشوق سخن میگوید و از دلبستگی و اشتیاق بیاندازه خود مینالد. شاعر همچنین از ناتوانی خود در حفظ دل و رخنههای آن سخن میگوید و از معشوق میخواهد که اگر رحمی ندارد، دست از جان او بردارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و غمگین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۹۹۴ - چند نالم ز غم و شهر پر آوازه کنم
چند نالم ز غم و شهر پر آوازه کنم
چون سگان ریش کهن را به زبان تازه کنم ۱
عشق تو (گشت) چو پروانه مرا بهر جلال
نه چو بلبل ز پی شهره و آوازه کنم ۲
شوق من بیش ز اندازه چو حسن تو مرنج
بر جمال تو نظر گرنه به اندازه کنم ۳
ملک دل رخنه چه شد از تو نظر چون بندم
تکیه بر ملک چه از بستن دروازه کنم ۴
گر به اهلی ندهی از سر زلفت تاری
نسخه جان خرابش به چه شیرازه کنم ۵
چون سگان ریش کهن را به زبان تازه کنم ۱
عشق تو (گشت) چو پروانه مرا بهر جلال
نه چو بلبل ز پی شهره و آوازه کنم ۲
شوق من بیش ز اندازه چو حسن تو مرنج
بر جمال تو نظر گرنه به اندازه کنم ۳
ملک دل رخنه چه شد از تو نظر چون بندم
تکیه بر ملک چه از بستن دروازه کنم ۴
گر به اهلی ندهی از سر زلفت تاری
نسخه جان خرابش به چه شیرازه کنم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۹۳ - خوش آنکه تو بازآیی و من پای تو بوسم
گوهر بعدی:شماره ۹۹۵ - من که از دور ترا بینم و مدهوش شوم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.