هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق، رنجهای عاشقی، و احساسات عمیق خود سخن میگوید. او از بیقراری، آوارگی، و دیوانگی در راه معشوق میسراید و خود را با شخصیتهای اساطیری مانند مجنون و فرهاد مقایسه میکند. همچنین، از تلخی غم و شیرینی عشق یاد میکند و خود را بلبل باغ عشق میخواند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی احساسی نیاز دارد. همچنین، برخی اشارات به اساطیر و ادبیات کلاسیک ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۹۹۸ - من لاف تقوی تا بکی در خرمن طاعت زنم
من لاف تقوی تا بکی در خرمن طاعت زنم
کو برق آتش سوز من کاتش زند در خرمنم ۱
آواره چون مجنون شدم نگرفت کرد امن مرا
برخار صحرا گه گهی ماری بگیرد دامنم ۲
دستم مگیرایهمنفس کز گلخنم آری برون
بگذار کز دیوانگی گلشن نماید گلخنم ۳
دست محبت میزند بر دامنم میخی دگر
هر گه که خواهم از زمین دامان خود را برزنم ۴
منت ای باغبان گرره بگلشن دادیم
کز تاله و فریاد خود من بلبل این گلشنم ۵
شیرین لبا چون اهلیم در تلخی غم بی لبت
من خسرو عهدم ولی فرهاد وادی مسکنم ۶
کو برق آتش سوز من کاتش زند در خرمنم ۱
آواره چون مجنون شدم نگرفت کرد امن مرا
برخار صحرا گه گهی ماری بگیرد دامنم ۲
دستم مگیرایهمنفس کز گلخنم آری برون
بگذار کز دیوانگی گلشن نماید گلخنم ۳
دست محبت میزند بر دامنم میخی دگر
هر گه که خواهم از زمین دامان خود را برزنم ۴
منت ای باغبان گرره بگلشن دادیم
کز تاله و فریاد خود من بلبل این گلشنم ۵
شیرین لبا چون اهلیم در تلخی غم بی لبت
من خسرو عهدم ولی فرهاد وادی مسکنم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۹۷ - دل کباب از لعل او چون از دلش بیرون کنم
گوهر بعدی:شماره ۹۹۹ - دور از درت به تیغ نه از بهر جان شدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.