هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و وابستگی شدید خود به معشوق سخن میگوید. او بیان میکند که بدون معشوق، زندگیاش پوچ و بیمعنا بوده است و خود را بندهای در برابر شاهمعشوق میداند. شاعر از فداکاریهای خود در راه عشق میگوید و حتی حاضر است به خاطر معشوق، تحقیر شود. در نهایت، او خود را در خدمت معشوق میداند و از عشق به عنوان نیرویی فرخنده یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و گاه پیچیده است که درک کامل آن نیاز به بلوغ عاطفی و شناختی دارد. همچنین، برخی از تصاویر و استعارهها ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۱۰۰۲ - عمریکه بیرخت من درمانده بوده ام
عمریکه بیرخت من درمانده بوده ام
در حیرتم که بیتو چرا زنده بوده ام ۱
از من متاب روی که در ملک دلبری
هر کس که شاه بود منش بنده بوده ام ۲
دایم هوای لعل لبی پخته ام چو شمع
پروانه وار کشته یک خنده بوده ام ۳
چون عیسی آفتاب رخی بوده همدمم
تا بوده ام بطالع فرخنده بوده ام ۴
چون گل هوای اطلس شاهی نکرده ام
آزاده دل چو سرو کهن زنده بوده ام ۵
خونم بریز و پیش سگانم فکن که من
در خدمت سگان تو شرمنده بوده ام ۶
اهلی اگرچه شیر فلک صید من شده
من پیش پای دوست سر افکنده بوده ام ۷
در حیرتم که بیتو چرا زنده بوده ام ۱
از من متاب روی که در ملک دلبری
هر کس که شاه بود منش بنده بوده ام ۲
دایم هوای لعل لبی پخته ام چو شمع
پروانه وار کشته یک خنده بوده ام ۳
چون عیسی آفتاب رخی بوده همدمم
تا بوده ام بطالع فرخنده بوده ام ۴
چون گل هوای اطلس شاهی نکرده ام
آزاده دل چو سرو کهن زنده بوده ام ۵
خونم بریز و پیش سگانم فکن که من
در خدمت سگان تو شرمنده بوده ام ۶
اهلی اگرچه شیر فلک صید من شده
من پیش پای دوست سر افکنده بوده ام ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۰۱ - عمریست که من خاک ره درد کشانم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۰۳ - خوش آنکه پیش تو دور از دیار خود گریم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.