خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از غربت، اندوه و رنجهای درونی خود میگوید. او از گریه کردن به دلیل دوری از وطن و حال نزار خود سخن میگوید و از اشکهایش به عنوان نماد درد و ناامیدی یاد میکند. همچنین، او به سوگواری برای خود و شرایط سخت زندگی اشاره میکند.
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی مانند غم، غربت و ناامیدی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. درک کامل این مفاهیم معمولاً به بلوغ فکری و تجربهی زندگی بیشتری نیاز دارد.
شماره ۱۰۰۳ - خوش آنکه پیش تو دور از دیار خود گریم
خوش آنکه پیش تو دور از دیار خود گریم
بهانه غربت و بر حال زار خود گریم ۱
گهی که خاک شوم خیزم از مزار چو گرد
بچشم خلق روم بر مزار خود گریم ۲
چو شمع گریه بپروانه کی کنم گر سوخت
که گر توان بغم روزگار خود گریم ۳
ز آب دیده خورد کشته امیدم آب
کجاست اشک که بر کشتکار خود گریم ۴
بس است زخم درون چشم خون فشان اهلی
دمی که بر دل و جان فکار خود گریم ۵
بهانه غربت و بر حال زار خود گریم ۱
گهی که خاک شوم خیزم از مزار چو گرد
بچشم خلق روم بر مزار خود گریم ۲
چو شمع گریه بپروانه کی کنم گر سوخت
که گر توان بغم روزگار خود گریم ۳
ز آب دیده خورد کشته امیدم آب
کجاست اشک که بر کشتکار خود گریم ۴
بس است زخم درون چشم خون فشان اهلی
دمی که بر دل و جان فکار خود گریم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۰۲ - عمریکه بیرخت من درمانده بوده ام
گوهر بعدی:شماره ۱۰۰۴ - دل با تو بگفتار و زبان با دگرانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.