خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد هجران و عشق نافرجام میگوید. او با بیان تصاویر شاعرانه مانند رعد و ابر بهاری، سگ کوی معشوق و خاک ره کوزهگران، عمق احساسات خود را نشان میدهد. شاعر از دوری معشوق رنج میبرد و این زندگی بدون او را مانند مرگ میداند. او از صبا میخواهد که پیام دلش را به معشوق برساند.
متن دارای مضامین عاشقانهای است که درک آنها نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۱۰۰۴ - دل با تو بگفتار و زبان با دگرانم
دل با تو بگفتار و زبان با دگرانم
در دیده تو منظور و بمردم نگرانم ۱
دور از توتنم خسته و دل ریش و جگر چاک
مردن به ازین عمر که من میگذرانم ۲
از هجر تو چون رعد که با ابر بهاریست
فریاد زنان گریه کنان جامه درانم ۳
از شوق سفال سگ کوی تو همه عمر
در کوی وفا خاک ره کوزه گرانم ۴
بر گیسوی حورم تنوان بست بز نجیر
زینگونه که من بسته زلف پسرانم ۵
ای پیک صبا سینه چو چاکست در آخوش
با دل خبری گو که من از ببخبرانم ۶
اهلی نظرم بر قد آن سرو بلندست
هر چند فقیرم نه ز کوته نظرانم ۷
در دیده تو منظور و بمردم نگرانم ۱
دور از توتنم خسته و دل ریش و جگر چاک
مردن به ازین عمر که من میگذرانم ۲
از هجر تو چون رعد که با ابر بهاریست
فریاد زنان گریه کنان جامه درانم ۳
از شوق سفال سگ کوی تو همه عمر
در کوی وفا خاک ره کوزه گرانم ۴
بر گیسوی حورم تنوان بست بز نجیر
زینگونه که من بسته زلف پسرانم ۵
ای پیک صبا سینه چو چاکست در آخوش
با دل خبری گو که من از ببخبرانم ۶
اهلی نظرم بر قد آن سرو بلندست
هر چند فقیرم نه ز کوته نظرانم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۰۳ - خوش آنکه پیش تو دور از دیار خود گریم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۰۵ - بیک نظر که بر آن مه شب وصال کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.