هوش مصنوعی: شاعر در این متن عاشقانه، از عشق و وصال معشوق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که برای یک نگاه از معشوق، همه رنج‌ها را تحمل می‌کند. او از دنیا و نعمت‌های آن چشم‌پوشی کرده و فقط به زیبایی معشوق می‌اندیشد. شاعر حتی حاضر است به خاطر معشوق، خود را فدا کند و از عشق او به‌گونه‌ای سخن می‌گوید که گویی به جنون رسیده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عاشقانه عمیق و استعاره‌های پیچیده است که درک آن‌ها برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند فداکاری و جنون عاشقانه نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۱۰۰۵ - بیک نظر که بر آن مه شب وصال کنم

بیک نظر که بر آن مه شب وصال کنم
هزار ساله جفای فلک حلال کنم ۱

نظر بهیچ ندارم ز نعمت دو جهان
مگر نظاره آن حسن و آن جمال کنم ۲

خیال وصل تو با آنکه شد محال مرا
مجال و هم نه اندیشه محال کنم ۳

بزیر پای سمند تو گر دهد دستم
بدست خویش سر خویش پایمال کنم ۴

اگر چه عاشق و مستم چنان نیم مجنون
که نسبت تو سیه چشم با غزال کنم ۵

ز من مجو سر و سامان که من نه آن مستم
که زشت و خوب و بد و نیک را خیال کنم ۶

اگر ز بخت تفال گهی کنم اهلی
نظر بمصحف روی خجسته فال کنم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۲۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۰۴ - دل با تو بگفتار و زبان با دگرانم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۰۶ - ناچار اگر دمی ز سر کوی او روم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.