خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و دلبستگی شدید به معشوق سخن میگوید. او از جدایی رنج میبرد و هر لحظه بهانهای میجوید تا به سوی معشوق بازگردد. احساسات عمیق، درد فراق، و اشتیاق به دیدار معشوق از مضامین اصلی این شعر است.
این متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و پیچیدهای است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد.
شماره ۱۰۰۶ - ناچار اگر دمی ز سر کوی او روم
ناچار اگر دمی ز سر کوی او روم
جویم بهانه یی که دگر سوی اوروم ۱
یا رب شکسته پای کنم در مقام صبر
تا کی زمان بسر کوی اوروم ۲
دل برد آن پریوش و هر جارود مرا
آتش بدل در افتد و بر بوی اوروم ۳
بی او شدم بگلشن و عمری گذشت از آن
شرم آیدم هنوز که با روی اوروم ۴
اهلی چنین که دل بسنگ یار بسته شد
مشکل دلم دهد که ز پهلوی اوروم ۵
جویم بهانه یی که دگر سوی اوروم ۱
یا رب شکسته پای کنم در مقام صبر
تا کی زمان بسر کوی اوروم ۲
دل برد آن پریوش و هر جارود مرا
آتش بدل در افتد و بر بوی اوروم ۳
بی او شدم بگلشن و عمری گذشت از آن
شرم آیدم هنوز که با روی اوروم ۴
اهلی چنین که دل بسنگ یار بسته شد
مشکل دلم دهد که ز پهلوی اوروم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۰۵ - بیک نظر که بر آن مه شب وصال کنم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۰۷ - در سجود آستانت از سفر باز آمدیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.