هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دلبستگی شدید به معشوق سخن میگوید. او از جدایی رنج میبرد و هر لحظه بهانهای میجوید تا به سوی معشوق بازگردد. احساسات عمیق، درد فراق، و اشتیاق به دیدار معشوق از مضامین اصلی این شعر است.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و پیچیدهای است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد.
شماره ۱۰۰۶ - ناچار اگر دمی ز سر کوی او روم
ناچار اگر دمی ز سر کوی او روم
جویم بهانه یی که دگر سوی اوروم ۱
یا رب شکسته پای کنم در مقام صبر
تا کی زمان بسر کوی اوروم ۲
دل برد آن پریوش و هر جارود مرا
آتش بدل در افتد و بر بوی اوروم ۳
بی او شدم بگلشن و عمری گذشت از آن
شرم آیدم هنوز که با روی اوروم ۴
اهلی چنین که دل بسنگ یار بسته شد
مشکل دلم دهد که ز پهلوی اوروم ۵
جویم بهانه یی که دگر سوی اوروم ۱
یا رب شکسته پای کنم در مقام صبر
تا کی زمان بسر کوی اوروم ۲
دل برد آن پریوش و هر جارود مرا
آتش بدل در افتد و بر بوی اوروم ۳
بی او شدم بگلشن و عمری گذشت از آن
شرم آیدم هنوز که با روی اوروم ۴
اهلی چنین که دل بسنگ یار بسته شد
مشکل دلم دهد که ز پهلوی اوروم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۰۵ - بیک نظر که بر آن مه شب وصال کنم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۰۷ - در سجود آستانت از سفر باز آمدیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.