هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از سفر معنوی و بازگشت به سوی معشوق (یا خدا) سخن میگوید. با وجود رانده شدن و سختیها، عاشق همچنان پایدار و وفادار میماند و با رنجهای بسیار بازمیگردد. تصاویری مانند ریختن خون از چشم، شبهای هجران، و بازگشت مانند مرغ سحر، همه نشاندهندهی عشق بیقرار و ایثارگرانه است.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و احساسی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۰۰۷ - در سجود آستانت از سفر باز آمدیم
در سجود آستانت از سفر باز آمدیم
گر بپا رفتیم از کویت بسر باز آمدیم ۱
چو مگس هر چند مارا راندی از خوان وصال
ما اسیران بلا کش بیشتر باز آمدیم ۲
ریختیم از دیده خون تا ره بکویت یافتیم
عاقبت سویت بصد خون جگر باز آمدیم ۳
بس شب هجران سبر کردیم تا صبح وصال
در گلستان تو چون مرغ سحر باز آمدیم ۴
گر چه رفتیم از نظر چون اشک اهلی یکدوروز
با هزاران دردمندی در نظر باز آمدیم ۵
گر بپا رفتیم از کویت بسر باز آمدیم ۱
چو مگس هر چند مارا راندی از خوان وصال
ما اسیران بلا کش بیشتر باز آمدیم ۲
ریختیم از دیده خون تا ره بکویت یافتیم
عاقبت سویت بصد خون جگر باز آمدیم ۳
بس شب هجران سبر کردیم تا صبح وصال
در گلستان تو چون مرغ سحر باز آمدیم ۴
گر چه رفتیم از نظر چون اشک اهلی یکدوروز
با هزاران دردمندی در نظر باز آمدیم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۳۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۰۶ - ناچار اگر دمی ز سر کوی او روم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۰۸ - سنگ جفا بقصد دل زار خسته ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.