هوش مصنوعی:
شاعر از بیبهرگی خود از خوشبختی و ناکامیهایش در زندگی میگوید. او از تلاشهای بیثمرش برای رسیدن به آرامش و رهایی از درد و رنج سخن میگوید و در نهایت به این نتیجه میرسد که باید از خود و غمهایش دوری کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار است. همچنین، مضامین اندوه و ناکامی ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۱۰۲۲ - هرگز از بخت نیامد قدحی در دستم
هرگز از بخت نیامد قدحی در دستم
که بدیوانگی عاقبتش نشکستم ۱
وه که چندان برخ جام من باده پرست
روزن دیده گشادم که در دل بستم ۲
خواهم آنکنج فراغت که کس از دشمن و دوست
نکند یاد که من نیست شدم یا هستم ۳
گرد آنشمع چو پروانه بسی گشتم لیک
تا بهستی خود آتش نزدم ننشستم ۴
سوخت اهلی دلم از عاقبت اندیشی خود
ترک خود کردم و از آه و ستم وارستم ۵
که بدیوانگی عاقبتش نشکستم ۱
وه که چندان برخ جام من باده پرست
روزن دیده گشادم که در دل بستم ۲
خواهم آنکنج فراغت که کس از دشمن و دوست
نکند یاد که من نیست شدم یا هستم ۳
گرد آنشمع چو پروانه بسی گشتم لیک
تا بهستی خود آتش نزدم ننشستم ۴
سوخت اهلی دلم از عاقبت اندیشی خود
ترک خود کردم و از آه و ستم وارستم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۲۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۲۱ - حسرت فرو خورم چه به رویت نظر کنم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۲۳ - پیرم چو چنگ با قد پرخم شکسته ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.