هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه بیانگر درد فراق و عشق بی‌پاسخ است. شاعر از ناتوانی در رسیدن به معشوق، سوختن در آتش عشق و التماس برای توجه او سخن می‌گوید. او خود را مانند پروانه‌ای می‌داند که در راه عشق می‌سوزد، اما از پریدن به سوی شمع معشوق ناتوان است. شاعر از معشوق می‌خواهد که حتی اگر وصل ممکن نیست، با نگاهی یا بویی او را تسکین دهد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، احساسات شدید و درد عشق بی‌پاسخ ممکن است برای نوجوانان کم‌سن‌وسال سنگین باشد.

شماره ۱۰۲۴ - ایگل که بوصل تو رسیدن نتوانم

ایگل که بوصل تو رسیدن نتوانم
زان خار شدم کز تو بریدن نتوانم ۱

فریاد که از شوق جمال تو هلاکم
وز نازکی خوی تو دیدن نتوانم ۲

از گوشه ابروی توام چشم گشادست
هرچند کمان تو کشیدن نتوانم ۳

ای یوسف مصری به زکاتم نظری کن
چون گوهر وصل تو خریدن نتوانم ۴

پروانه صفت بال و پرم سوختی ایشمع
تا پیش تو گستاخ پریدن نتوانم ۵

بویی بفرست ای چمن حسن تو باری
گر من گلی از باغ تو چیدن نتوانم ۶

زهرم مده و صبر مفرما ز رخ خود
کاین چاشنی تلخ چشیدن نتوانم ۷

اهلی به طپیدن نرهد کس ز کمندش
تسلیم شو چونکه رهیدن نتوانم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۲۳ - پیرم چو چنگ با قد پرخم شکسته ام
گوهر بعدی:شماره ۱۰۲۵ - عمریست کز عشق بتان این شور و مستی میکنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.