خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و دلسوختگی خود سخن میگوید. او از ترس بیان احساساتش میهراسد و آرزو میکند که آتش دلش به زبان آید تا بتواند درد دلش را بازگو کند. شاعر از معشوق میخواهد که لحظهای بماند تا دعایی برای دفع گزندش بگوید و به خودش هشدار میدهد که از غفلت دوری کند. در نهایت، او اشاره میکند که غم ناشی از این عشق برای برخی دشوار اما پسندیده است.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد.
شماره ۱۰۲۹ - سرو من، چون سخن از لعل چو قندت گویم
سرو من، چون سخن از لعل چو قندت گویم
بوسه یی خواهم و ترسم که بلندت گویم ۱
آتش دل مگر از سینه خود آید بزبان
ورنه من حال دل سوخته چندت گویم ۲
میرسی خرم و خندان مگذر بهر خدا
تا دعایی ز پی دفع گزندت گویم ۳
بشنو از من سخنی ای دل غافل بخود آ
گرچه زان کار گذشتست که پندت گویم ۴
شد پسند دل اهلی ز تو دشواری غم
زان قبول دل دشوار پسندت گویم ۵
بوسه یی خواهم و ترسم که بلندت گویم ۱
آتش دل مگر از سینه خود آید بزبان
ورنه من حال دل سوخته چندت گویم ۲
میرسی خرم و خندان مگذر بهر خدا
تا دعایی ز پی دفع گزندت گویم ۳
بشنو از من سخنی ای دل غافل بخود آ
گرچه زان کار گذشتست که پندت گویم ۴
شد پسند دل اهلی ز تو دشواری غم
زان قبول دل دشوار پسندت گویم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۲۸ - از برون چون مگس آلوده بشهد هوسیم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۳۰ - بصبر اگرچه بسی روزها بسر کردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.