هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و وابستگی شدید خود به معشوق سخن میگوید. او احساس میکند که بدون توجه معشوق، زندگی برایش بیمعناست و حاضر است همه چیز را فدا کند. همچنین، از انتقادات دیگران ناراحت نیست و تنها به عشق خود پایبند است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۱۰۳۲ - پیش تو ایطبیب جان بسکه ز خویش میروم
پیش تو ایطبیب جان بسکه ز خویش میروم
حال نگفته از درت بادل ریش میروم ۱
از همه کس چو ذره ام پیش تو آفتاب پس
گر بمنت نظر بود از همه پیش میروم ۲
پیش زبان مدعی چون مگسم چه غم بود
من که بباد نوش تو بر سر نیش میروم ۳
پیش تو آفتاب اگر ذره صفت ز جا روم
مهر تو میکشد مرا من نه بخویش میروم ۴
عشق بتان شد از ازل کیش من ایخدا پرست
عیب چه میکنی مرا کز پی کیش میروم ۵
منکه چو طفل اشک خود زاده کوی دوستم
اهلی از آن درم مکن منع که بیش میروم ۶
حال نگفته از درت بادل ریش میروم ۱
از همه کس چو ذره ام پیش تو آفتاب پس
گر بمنت نظر بود از همه پیش میروم ۲
پیش زبان مدعی چون مگسم چه غم بود
من که بباد نوش تو بر سر نیش میروم ۳
پیش تو آفتاب اگر ذره صفت ز جا روم
مهر تو میکشد مرا من نه بخویش میروم ۴
عشق بتان شد از ازل کیش من ایخدا پرست
عیب چه میکنی مرا کز پی کیش میروم ۵
منکه چو طفل اشک خود زاده کوی دوستم
اهلی از آن درم مکن منع که بیش میروم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۳۱ - کاش آنزمان که سوخته میشد ستاره ام
گوهر بعدی:شماره ۱۰۳۳ - غیرت عشق کی هلد، کز ستم تو دم زنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.