خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از دردها و رنجهای عاطفی خود سخن میگوید. او از احساس تنهایی، ناامیدی، و بیپناهی در برابر زمانه و عشق ناکام مینالد. همچنین، به موضوعاتی مانند عشق، رنج، صبر، و پذیرش سرنوشت اشاره میکند.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و رنج ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۱۰۳۱ - کاش آنزمان که سوخته میشد ستاره ام
کاش آنزمان که سوخته میشد ستاره ام
میسوخت اول این جگر پاره پاره ام ۱
گاهی که تیغ خشم کشی، در میانه ام
وانگه که بزم عیش کنی بر کناره ام ۲
چندانکه بیش بنگرمت تشنه تر شوم
ز آب حیات سیر نسازد نظاره ام ۳
تا کی خورم چو صورت سنگ از زمانه زخم
من سخت دل نه آدمیم سنگ باره ام ۴
بهر خدا شفاعت یاران مکن قبول
زارم بکش که نیست جز این هیچ چاره ام ۵
ایشمع حسن اینهمه گرمی چه حاجتست
من آن خخسم که منتظر یکشراره ام ۶
جان گر قبول ورنه قبول اختیار ازوست
اهلی درین معامله من هیچکاره ام ۷
میسوخت اول این جگر پاره پاره ام ۱
گاهی که تیغ خشم کشی، در میانه ام
وانگه که بزم عیش کنی بر کناره ام ۲
چندانکه بیش بنگرمت تشنه تر شوم
ز آب حیات سیر نسازد نظاره ام ۳
تا کی خورم چو صورت سنگ از زمانه زخم
من سخت دل نه آدمیم سنگ باره ام ۴
بهر خدا شفاعت یاران مکن قبول
زارم بکش که نیست جز این هیچ چاره ام ۵
ایشمع حسن اینهمه گرمی چه حاجتست
من آن خخسم که منتظر یکشراره ام ۶
جان گر قبول ورنه قبول اختیار ازوست
اهلی درین معامله من هیچکاره ام ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۳۰ - بصبر اگرچه بسی روزها بسر کردم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۳۲ - پیش تو ایطبیب جان بسکه ز خویش میروم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.