هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد دوری و بیوفایی معشوق مینالد و بیان میکند که با وجود دوری، همچنان به او وفادار است. او از تلاش برای راضی کردن خود در غیاب معشوق سخن میگوید و اشاره میکند که حتی یک خنده معشوق میتواند تمام صبرش را به پایان برساند. شاعر همچنین از دیوانگی عشق خود دفاع میکند و نمیخواهد مانند خردمندان به آن عیب بگیرد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و پیچیده مانند عشق، دوری، و وفاداری است که درک آنها به بلوغ عاطفی و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای شعری ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۰۳۷ - منعت از همنفسان چند بصد پند کنم
منعت از همنفسان چند بصد پند کنم
من که خود دلشده ام منع کسان چند کنم ۱
بیوفایی مکن از دوری من حمل که من
گر کنار از تو کنم بهر زبان بند کنم ۲
جای دوری بود از رشک رقیب تو ولی
چون زیم بیتو و خود را بچه خرسند کنم ۳
بیتو در صبر زیم عمری و باز آنهمه صبر
صرف یکخنده آن لعل شکر خند کنم ۴
طعنه بر شورش مجنون نتوان زد اهلی
من دیوانه چرا عیب خردمند کنم ۵
من که خود دلشده ام منع کسان چند کنم ۱
بیوفایی مکن از دوری من حمل که من
گر کنار از تو کنم بهر زبان بند کنم ۲
جای دوری بود از رشک رقیب تو ولی
چون زیم بیتو و خود را بچه خرسند کنم ۳
بیتو در صبر زیم عمری و باز آنهمه صبر
صرف یکخنده آن لعل شکر خند کنم ۴
طعنه بر شورش مجنون نتوان زد اهلی
من دیوانه چرا عیب خردمند کنم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۳۶ - تا کی خمار محنت آن سیمبر کشم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۳۸ - با چون تو شوخی سرو قد عاشق کش و طناز هم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.