هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رنجها و حیرتهای خود سخن میگوید. او از ملامتهای دیگران خسته شده و خود را در میان خارهای ملامت، حیران و پریشان میبیند. او از زندگی ناامید شده و به دنبال چارهای میگردد، اما راهی نمییابد. شاعر همچنین از تناقضهای درونی خود سخن میگوید، مانند اینکه ادعای مسلمانی میکند اما در عمل بتپرستی میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'بت پرستی' و 'پشیمانی از زندگی' ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین و نامفهوم باشد.
شماره ۱۰۳۹ - ز بسکه خار ملامت کشیده دامانم
ز بسکه خار ملامت کشیده دامانم
میان خار ملامت چو چشم حیرانم ۱
چو خاک پات نیم آب زندگی چکنم
به خاکپای تو کز زندگی پشیمانم ۲
مپرس حال پریشان ببین که زلف ترا
صبا چگونه پریشان کند پریشانم ۳
کجاست خضر سعادت که من ز بخت سیاه
اسیر ظلمتم و چاره یی نمیدانم ۴
ز روی او نکنی شرم از خدا اهلی
که بت پرستی و گویی که من مسلمانم ۵
میان خار ملامت چو چشم حیرانم ۱
چو خاک پات نیم آب زندگی چکنم
به خاکپای تو کز زندگی پشیمانم ۲
مپرس حال پریشان ببین که زلف ترا
صبا چگونه پریشان کند پریشانم ۳
کجاست خضر سعادت که من ز بخت سیاه
اسیر ظلمتم و چاره یی نمیدانم ۴
ز روی او نکنی شرم از خدا اهلی
که بت پرستی و گویی که من مسلمانم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۳۸ - با چون تو شوخی سرو قد عاشق کش و طناز هم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۴۰ - هست کحل بصر از خاک ره او هوسم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.