خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و آرزوهایش سخن میگوید. او از خداوند آرزوهایش را طلب میکند و عشق به معشوق را بالاتر از هر بهشتی میداند. شاعر حتی حاضر است بهشت و نعمات آن را فدای دیدار معشوق کند و درد عشق را بر هر لذتی ترجیح میدهد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۰۴۲ - دل از آرزو چه خون شد بدعا چه کام خواهم
دل از آرزو چه خون شد بدعا چه کام خواهم
همه آرزو و کامم ز خدا کدام خواهم ۱
سر وصلت ای پریوش نبود مرا ولیکن
سر خویش زیر پایت بگه خرام خواهم ۲
هوسم بود که طوبی نگرم ولی نه چندان
که خرام سرو قدت بکنار بام خواهم ۳
اگرم بخلد ساقی تو بهشت رو نباشی
نه جمال حور و غلمان نه می مدام خواهم ۴
همه صاف عیش جویان من خاکسار از تو
همه درد و داغ جویم همه درد جام خواهم ۵
نبری ز ننگ نامم من خسته پس وصالت
بچه آبرو بجویم بچه ننگ و نام خواهم ۶
به در بهشت رضوان چو فرشته ام چه خواند
که بکوی یار اهلی چو سگان مقام خواهم ۷
همه آرزو و کامم ز خدا کدام خواهم ۱
سر وصلت ای پریوش نبود مرا ولیکن
سر خویش زیر پایت بگه خرام خواهم ۲
هوسم بود که طوبی نگرم ولی نه چندان
که خرام سرو قدت بکنار بام خواهم ۳
اگرم بخلد ساقی تو بهشت رو نباشی
نه جمال حور و غلمان نه می مدام خواهم ۴
همه صاف عیش جویان من خاکسار از تو
همه درد و داغ جویم همه درد جام خواهم ۵
نبری ز ننگ نامم من خسته پس وصالت
بچه آبرو بجویم بچه ننگ و نام خواهم ۶
به در بهشت رضوان چو فرشته ام چه خواند
که بکوی یار اهلی چو سگان مقام خواهم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۴۱ - جان نذر کرده ام که بپایت فدا کنم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۴۳ - چو بینم هر دمت با غیر از غیرت خراب افتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.