هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دیوانگی ناشی از آن سخن میگوید. او از روزگاری که عاقل بوده یاد میکند و حالا که در دام عشق افتاده، خود را دیوانه و حیران میبیند. همچنین، از تلاشهای بیثمر برای رسیدن به معشوق و کعبه مقصود سخن میگوید و از ساقی میخواهد تا با دادن می، او را از این حال رهایی بخشد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مینوشی و مفاهیم دیوانگی ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۱۰۴۴ - دش از داغت زمانی در غم دل بوده ام
دش از داغت زمانی در غم دل بوده ام
سوختم زین غم که یکدم از تو غافل بوده ام ۱
ناصحا مهر پریرویان مرا دیوانه کرد
ورنه من هم روزگاری چون تو عاقل بوده ام ۲
در چمن گر بوده ام در سایه سنبل بخواب
بی سر زلف تو گویا در سلاسل بوده ام ۳
شیخ مسجد بوده ام سر حلقه رندان شدم
هر کجا بودم بیمن دوست مقبل بوده ام ۴
کعبه مقصود را نتوان بکام خویش یافت
ساقیا می ده که من در سعی باطل بوده ام ۵
از نشان کعبه ام اهلی چو مجنون بیخبر
بس کز آن محمل نشین حیران محمل بوده ام ۶
سوختم زین غم که یکدم از تو غافل بوده ام ۱
ناصحا مهر پریرویان مرا دیوانه کرد
ورنه من هم روزگاری چون تو عاقل بوده ام ۲
در چمن گر بوده ام در سایه سنبل بخواب
بی سر زلف تو گویا در سلاسل بوده ام ۳
شیخ مسجد بوده ام سر حلقه رندان شدم
هر کجا بودم بیمن دوست مقبل بوده ام ۴
کعبه مقصود را نتوان بکام خویش یافت
ساقیا می ده که من در سعی باطل بوده ام ۵
از نشان کعبه ام اهلی چو مجنون بیخبر
بس کز آن محمل نشین حیران محمل بوده ام ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۴۳ - چو بینم هر دمت با غیر از غیرت خراب افتم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۴۵ - طوفان کنم از اشک و رخ خاک بشویم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.