خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این اشعار از درد و رنج عشق و محنتهای زندگی میگوید و آرزو میکند که با اشک و اندوه، غمها را از جهان پاک کند. او از دیوانگی عشق و نادیده گرفتن خرد سخن میگوید و امیدوار است با نوشیدن شراب، چهرهای شاداب پیدا کند. در نهایت، از ناامیدی و اشکهای خونین خود مینالد.
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشارههایی به نوشیدن شراب و دیوانگی عشق دارد که مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۱۰۴۵ - طوفان کنم از اشک و رخ خاک بشویم
طوفان کنم از اشک و رخ خاک بشویم
گرد غم و محنت ز جهان پاک بشویم ۱
گر بحر سرشکم به فلک موج بر آرد
نقش ستم از صفحه افلاک بشویم ۲
تا چند کشد زخم دلم محنت مرهم
وقتست که دست از دل صد چاک بشویم ۳
دیوانگی عشق خرد گر نپسندد
نام خرد از دفتر ادراک بشویم ۴
ساقی چو من از گرد ره آیم بدهم می
تا چهره بدان آب طربناک بشویم ۵
اهلی اگر از گریه خون سیل بر آرم
کی راه امید از خس و خاشاک بشویم ۶
گرد غم و محنت ز جهان پاک بشویم ۱
گر بحر سرشکم به فلک موج بر آرد
نقش ستم از صفحه افلاک بشویم ۲
تا چند کشد زخم دلم محنت مرهم
وقتست که دست از دل صد چاک بشویم ۳
دیوانگی عشق خرد گر نپسندد
نام خرد از دفتر ادراک بشویم ۴
ساقی چو من از گرد ره آیم بدهم می
تا چهره بدان آب طربناک بشویم ۵
اهلی اگر از گریه خون سیل بر آرم
کی راه امید از خس و خاشاک بشویم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۴۴ - دش از داغت زمانی در غم دل بوده ام
گوهر بعدی:شماره ۱۰۴۶ - شب وعده داد مست و بره دیده دوختم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.