هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دلباختگی سخن میگوید و خود را بازیچهای در دست معشوق میداند. او از نگاههای پراشتیاق معشوق، شبهای مینوشی و عشق پنهان میگوید. همچنین، از وفاداری و فداکاری خود در راه معشوق سخن میراند و حتی از تلخیهای عشق به شیرینی یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۱۰۴۷ - شدم بازیچه طفلان که در هرجا که بنشینم
شدم بازیچه طفلان که در هرجا که بنشینم
صد آهو چشم چون مجنون بگرد خویش می بینم ۱
شبی خواهم ببزمت آیم آنساعت که می نوشی
حریفان تو برخیزند و من تا روز بنشینم ۲
نخواهم کس نشیند در رهت کز پا کشد خاری
بهل تا خاک راهت را بمژگان جمله برچینم ۳
بنازم میکشی پنهان و گر قصدم کند غیری
نمایی مهربانیها که دشمن میرد از کینم ۴
بنومیدی خوشم اهلی کزین تلخی فرو خوردن
خوش آید دردمندان را حکایتهای شیرینم ۵
صد آهو چشم چون مجنون بگرد خویش می بینم ۱
شبی خواهم ببزمت آیم آنساعت که می نوشی
حریفان تو برخیزند و من تا روز بنشینم ۲
نخواهم کس نشیند در رهت کز پا کشد خاری
بهل تا خاک راهت را بمژگان جمله برچینم ۳
بنازم میکشی پنهان و گر قصدم کند غیری
نمایی مهربانیها که دشمن میرد از کینم ۴
بنومیدی خوشم اهلی کزین تلخی فرو خوردن
خوش آید دردمندان را حکایتهای شیرینم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۴۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۴۶ - شب وعده داد مست و بره دیده دوختم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۴۸ - روز آخر کز جهان با دیده گریان روم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.