هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق ناامیدانه و درد فراق سخن می‌گوید. او احساس می‌کند که هیچ چاره‌ای جز تسلیم شدن به این عشق ندارد و حتی اگر تلاش کند، به وصال معشوق نخواهد رسید. شاعر به حالت‌های عاشقانه مانند گریستن، نظاره کردن و فرار از مردم اشاره می‌کند و از معشوقی سخن می‌گوید که به او بی‌اعتنایی می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار باشد.

شماره ۱۰۵۰ - ندارم چاره یی جانا که با لعلت در آمیزم

ندارم چاره یی جانا که با لعلت در آمیزم
مگر آن کز سر جان چون خط سبز تو برخیزم ۱

پی نظاره تا باری سر از روزن برون آری
چه در پایت کشم گر هم بدامانت در آویزم ۲

از آن تنگ شکر لعلت نبخشد ذره یی هرگز
اگر خون جگر گریم وگر صد آب رو ریزم ۳

به نومیدی خود سازم نگیرم دامنت درمی
...یزم ۴

از آن نا آشنا آمد مراهم وقت آن اهلی
که صحرا گیرم و مجنون صفت از خلق بگریزم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۴۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۴۹ - من که چون لاله ز داغ تو بر افروخته ام
گوهر بعدی:شماره ۱۰۵۱ - اسیر در دم و یک همنفس نمی بینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.