هوش مصنوعی:
شاعر از توبه کردن و پشیمانی از عمر تلف شده میگوید و حالا با نوشیدن باده صاف، سعی در جبران آن دارد. او از غم و هجران مینالد اما با امید و صبر، زهر هجران را تحمل میکند. در نهایت، عشق و غم آن را بهانهای برای عیش و شادی میداند.
رده سنی:
18+
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است و همچنین به مصرف نوشیدنیهای الکلی اشاره دارد که برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نیست.
شماره ۱۰۶۰ - توبه کردم عمری اکنون باده صافی میکنم
توبه کردم عمری اکنون باده صافی میکنم
عمر ضایع کرده خود را تلافی میکنم ۱
گر چو جام جم نگویم آگه از غیبم چه عیب
روزگاری شد که از می سینه صافی میکنم ۲
همچو مویی شد تنم وز غم شکافم سینه را
در خیال آن میان من موشکافی میکنم ۳
زهر هجران میخورم امید وصل نوش نیست
من بصبر این زهر را تریاک شافی میکنم ۴
روز و شب در عیش و شادی از غمش چون اهلیم
هم غمش کرد اینوفا کان عیش وافی میکنم ۵
عمر ضایع کرده خود را تلافی میکنم ۱
گر چو جام جم نگویم آگه از غیبم چه عیب
روزگاری شد که از می سینه صافی میکنم ۲
همچو مویی شد تنم وز غم شکافم سینه را
در خیال آن میان من موشکافی میکنم ۳
زهر هجران میخورم امید وصل نوش نیست
من بصبر این زهر را تریاک شافی میکنم ۴
روز و شب در عیش و شادی از غمش چون اهلیم
هم غمش کرد اینوفا کان عیش وافی میکنم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۴۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۵۹ - دیوانه عشقم دهن از خنده نبندم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۶۱ - شبهای هجر اگر چه دل ریش سوزدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.