خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر از توبه کردن و پشیمانی از عمر تلف شده میگوید و حالا با نوشیدن باده صاف، سعی در جبران آن دارد. او از غم و هجران مینالد اما با امید و صبر، زهر هجران را تحمل میکند. در نهایت، عشق و غم آن را بهانهای برای عیش و شادی میداند.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است و همچنین به مصرف نوشیدنیهای الکلی اشاره دارد که برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نیست.
شماره ۱۰۶۰ - توبه کردم عمری اکنون باده صافی میکنم
توبه کردم عمری اکنون باده صافی میکنم
عمر ضایع کرده خود را تلافی میکنم ۱
گر چو جام جم نگویم آگه از غیبم چه عیب
روزگاری شد که از می سینه صافی میکنم ۲
همچو مویی شد تنم وز غم شکافم سینه را
در خیال آن میان من موشکافی میکنم ۳
زهر هجران میخورم امید وصل نوش نیست
من بصبر این زهر را تریاک شافی میکنم ۴
روز و شب در عیش و شادی از غمش چون اهلیم
هم غمش کرد اینوفا کان عیش وافی میکنم ۵
عمر ضایع کرده خود را تلافی میکنم ۱
گر چو جام جم نگویم آگه از غیبم چه عیب
روزگاری شد که از می سینه صافی میکنم ۲
همچو مویی شد تنم وز غم شکافم سینه را
در خیال آن میان من موشکافی میکنم ۳
زهر هجران میخورم امید وصل نوش نیست
من بصبر این زهر را تریاک شافی میکنم ۴
روز و شب در عیش و شادی از غمش چون اهلیم
هم غمش کرد اینوفا کان عیش وافی میکنم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۵۹ - دیوانه عشقم دهن از خنده نبندم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۶۱ - شبهای هجر اگر چه دل ریش سوزدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.