هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد هجران و عشق نافرجام میگوید و بیان میکند که با وجود رنج فراوان، هنوز هم از عشق و سوختن در آن نمیگذرد. او از تأثیر این درد بر خود و اطرافیانش میگوید و ترس از آسیب رساندن به دیگران را نیز بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیدهای است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات دارد.
شماره ۱۰۶۱ - شبهای هجر اگر چه دل ریش سوزدم
شبهای هجر اگر چه دل ریش سوزدم
روز وصال باز جگر بیش سوزدم ۱
این هم ز مهر نیست که چندان نظر کند
خواهد کزین نمک جگر ریش سوزدم ۲
یارب چه حالتست که بیگانگان بمن
سوزند بیش از آنکه دل خویش سوزدم ۳
زینگونه کز فغان نگذارم بخواب کس
ترسم که آه مردم درویش سوزدم ۴
اهلی ز داغ عشق نسوزم که سوختن
خوشتر که طعنه های بد اندیش سوزدم ۵
روز وصال باز جگر بیش سوزدم ۱
این هم ز مهر نیست که چندان نظر کند
خواهد کزین نمک جگر ریش سوزدم ۲
یارب چه حالتست که بیگانگان بمن
سوزند بیش از آنکه دل خویش سوزدم ۳
زینگونه کز فغان نگذارم بخواب کس
ترسم که آه مردم درویش سوزدم ۴
اهلی ز داغ عشق نسوزم که سوختن
خوشتر که طعنه های بد اندیش سوزدم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۵۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۶۰ - توبه کردم عمری اکنون باده صافی میکنم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۶۲ - ما از صفای سینه چو آیینه همیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.