خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به بیان صمیمیت و پیوند عمیق میان عاشق و معشوق میپردازد. شاعر از صفای دل، مهر دیرینه و وحدت وجود سخن میگوید و خود را از رندان دنیایی و صوفیان ظاهری متمایز میکند.
محتوا دارای مفاهیم عرفانی و ادبی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد.
شماره ۱۰۶۲ - ما از صفای سینه چو آیینه همیم
ما از صفای سینه چو آیینه همیم
حاجت بقصه نیست که در سینه همیم ۱
پیوند ما بمهر تو روز الست شد
امروز و دی نبود که دیرینه همیم ۲
از مهر در دل هم و با هم چنان ترش
کاغیار را خیال که در کینه همیم ۳
رندان نظر بخلعت شاهی نمیکنند
ما صوفیان بغیبت پشمینه همیم ۴
اهلی بیا که همدم ما نیست غیر ما
ما محرمان گوهر گنجینه همیم ۵
حاجت بقصه نیست که در سینه همیم ۱
پیوند ما بمهر تو روز الست شد
امروز و دی نبود که دیرینه همیم ۲
از مهر در دل هم و با هم چنان ترش
کاغیار را خیال که در کینه همیم ۳
رندان نظر بخلعت شاهی نمیکنند
ما صوفیان بغیبت پشمینه همیم ۴
اهلی بیا که همدم ما نیست غیر ما
ما محرمان گوهر گنجینه همیم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۶۱ - شبهای هجر اگر چه دل ریش سوزدم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۶۳ - چون چشم حسرت از تو بسرو سهی کنیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.