خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از توبه از می و درد سخن میگوید، اما سپس اعتراف میکند که توبه را شکسته است. او به دیدگاه صاحبنظران اشاره میکند و خود را درگیر عشق بتها میداند. شاعر تفاوت بین زاهد و خود را در پرستش بیان میکند و در نهایت اشاره میکند که عشق به وطن مانع سفر به کعبه شده است.
متن حاوی مفاهیم عرفانی و پیچیدهای مانند توبه، عشق و وطنپرستی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، اشاره به می و بتها ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۱۰۶۶ - تا بکی توبه کنیم از می و دردم شکنیم
تا بکی توبه کنیم از می و دردم شکنیم
توبه کردیم که از توبه دگر دم نزنیم ۱
چشم صاحب نظرانست بر آنگونه چشم
ما هم از گوشه کناری نظری می فکنیم ۲
نیست ما را خبر از گفت و شنید دو جهان
بسکه از شوق بتان با دل خود در سخنیم ۳
زاهدا، قبله پرستی تو و ما یار پرست
تو بدین عقل مسلمانی و ما برهمنیم ۴
اهلی از ما سفر کعبه بعیدست بسی
زانکه در میکده افتاده حب الوطنیم ۵
توبه کردیم که از توبه دگر دم نزنیم ۱
چشم صاحب نظرانست بر آنگونه چشم
ما هم از گوشه کناری نظری می فکنیم ۲
نیست ما را خبر از گفت و شنید دو جهان
بسکه از شوق بتان با دل خود در سخنیم ۳
زاهدا، قبله پرستی تو و ما یار پرست
تو بدین عقل مسلمانی و ما برهمنیم ۴
اهلی از ما سفر کعبه بعیدست بسی
زانکه در میکده افتاده حب الوطنیم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۶۵ - کشت چون صیدم سگ یار و کشد در خاک هم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۶۷ - روزه بگذشت و هوای می بیغش دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.