هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دلدادگی خود سخن میگوید و بیان میکند که عشق او چنان عمیق است که مانند عاشقان معمولی نیست. او خود را مجنونصفت و گدای عشق میداند و تأکید میکند که هرگز از درگاه معشوق دور نخواهد شد، حتی اگر جفا ببیند. همچنین، او اشاره میکند که عقلای عالم میدانند که عشق او واقعی و بیریاست.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۰۶۹ - نگویی در پیت چونعاشقان هرجا نمیگردم
نگویی در پیت چونعاشقان هرجا نمیگردم
تو چندان عاشقان داری که من پیدا نمیگردم ۱
هر آن عاقل که آهو چشمی او دید میداند
که من مجنون صفت بیهوده در صحرا نمیگردم ۲
من از عشقت گدا گشتم ولی بر تو نبردم ره
از آن چونعاشقان جز بر در دلها نمیگردم ۳
سر سوداییم دارد هوای کعبه وصلش
اگر سر میرود اهلی ازین دروا نمیگردم ۴
سگ کوی توام جانا جفاها میکنی با من
چو میدانی که من دور از درت قطعا نمیگردم ۵
تو چندان عاشقان داری که من پیدا نمیگردم ۱
هر آن عاقل که آهو چشمی او دید میداند
که من مجنون صفت بیهوده در صحرا نمیگردم ۲
من از عشقت گدا گشتم ولی بر تو نبردم ره
از آن چونعاشقان جز بر در دلها نمیگردم ۳
سر سوداییم دارد هوای کعبه وصلش
اگر سر میرود اهلی ازین دروا نمیگردم ۴
سگ کوی توام جانا جفاها میکنی با من
چو میدانی که من دور از درت قطعا نمیگردم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۶۸ - من از گلهای خون دل از آن رخساره تر دارم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۷۰ - تو در چمن چو نباشی گل و سمن چکنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.