هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از غم دوری معشوق می‌نالد و بیان می‌کند که بدون حضور او، زیبایی‌های طبیعت مانند گل و چمن برایش بی‌معناست. او از سوزش عشق و تنهایی خود می‌گوید و اینکه بدون یار، حتی عطر گل هم نمی‌تواند او را تسلی دهد. شاعر از ناتوانی در بیان شکایت خود به زبان بی‌زبانی اشاره می‌کند.
رده سنی: 15+ مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل احساسات و مضامین شعر نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

شماره ۱۰۷۰ - تو در چمن چو نباشی گل و سمن چکنم

تو در چمن چو نباشی گل و سمن چکنم
کجا برم گل و نظاره چمن چکنم ۱

گل آتشی است پی سوز عاشقان بیتو
منش بدامن و در جیب پیرهن چکنم ۲

ز گشت باغ بیاران گرم شکیبد دل
دمی که هرکس و یاری شوند من چکنم ۳

گرفتم آنکه فریب دل از جدایی تو
ز بوی گل بتوان داد خویشتن چکنم ۴

شکایتی که مرا از تو است چون اهلی
بیک زبان چه بگویم بیک سخن چکنم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۶۹ - نگویی در پیت چونعاشقان هرجا نمیگردم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۷۱ - حدیث سوز دل چونشمع از آنمعنی گران دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.