خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر درد و رنج عاشقانه است که شاعر از سوز دل و اشکهایش میگوید و از آزارهای معشوق شکایت میکند. او از داشتن غم و اندوه درونش سخن میگوید و از معشوق میخواهد که به او آسیب نرساند.
محتوا شامل مضامین عاشقانهی عمیق و احساسات سنگین است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، بیان درد و رنج عاطفی نیاز به سطحی از بلوغ ذهنی دارد.
شماره ۱۰۷۱ - حدیث سوز دل چونشمع از آنمعنی گران دارم
حدیث سوز دل چونشمع از آنمعنی گران دارم
که نبود زهره گفتن گر از لب بر زبان آرم ۱
کیم آتش نشاند دیده زان اشکی که میریزم
که آن آتش که جان سوزد درون استخوان دارم ۲
ز شوخی میکنی آزار دلهای حزین و من
به یارب شب از گزندت در امان دارم ۳
مکش بر من کمان کز کوی من بگذر بناکامی
حذر کن زانکه منهم تیر آهی در کمان دارم ۴
مرا در کنج محنت سر بزانو ماندن ای اهلی
بدانمعنی دلیل آمد که جانی سر گران دارم ۵
که نبود زهره گفتن گر از لب بر زبان آرم ۱
کیم آتش نشاند دیده زان اشکی که میریزم
که آن آتش که جان سوزد درون استخوان دارم ۲
ز شوخی میکنی آزار دلهای حزین و من
به یارب شب از گزندت در امان دارم ۳
مکش بر من کمان کز کوی من بگذر بناکامی
حذر کن زانکه منهم تیر آهی در کمان دارم ۴
مرا در کنج محنت سر بزانو ماندن ای اهلی
بدانمعنی دلیل آمد که جانی سر گران دارم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۷۰ - تو در چمن چو نباشی گل و سمن چکنم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۷۲ - همین خرسندی ام بس گرچه دور از محفلش گردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.