هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد عشق و فراق مینالد و خود را مانند شمعی توصیف میکند که در غم معشوق میسوزد و نابود میشود. او از سرو ناز معشوق و خود را همچون گیاهی در پای او میبیند که از خاک برآمده و باز به خاک تبدیل شده است. شاعر از غم عشق چنان مینالد که سینهاش از ناخنهای غم چاک چاک شده و دلش را همچون آینهای پاک برای تجلی صورت معشوق میداند. در نهایت، او خود را درمانده و بیپناه در برابر درد عشق میبیند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و فراق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۰۷۳ - چو شمع بیتو همه آه سوزناک شدم
چو شمع بیتو همه آه سوزناک شدم
گداختم ز غمت سوختم هلاک شدم ۱
تو سرو نازی و من آن گیا که در قدمت
ز خاک رستم و هم در ره تو خاک شدم ۲
ز بسکه سینه بناخن همی کنم از غم
ز چاک خرقه نگه کن که سینه چاک شدم ۳
از آن شدست دلم جلوه گاه صورت تو
که همچو آینه از گرد تیره پاک شدم ۴
بجز هلاک چو اهلی دوا ندارم هیچ
ز بسکه از غم عشق تو دردناک شدم ۵
گداختم ز غمت سوختم هلاک شدم ۱
تو سرو نازی و من آن گیا که در قدمت
ز خاک رستم و هم در ره تو خاک شدم ۲
ز بسکه سینه بناخن همی کنم از غم
ز چاک خرقه نگه کن که سینه چاک شدم ۳
از آن شدست دلم جلوه گاه صورت تو
که همچو آینه از گرد تیره پاک شدم ۴
بجز هلاک چو اهلی دوا ندارم هیچ
ز بسکه از غم عشق تو دردناک شدم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۷۲ - همین خرسندی ام بس گرچه دور از محفلش گردم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۷۴ - ما وصل تو با بوالهوسان دوست نداریم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.