خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از ناخوشایندیهای خود میگوید: دوستی با افراد بیثبات، رقابتهای ناخواسته، وابستگی به دیگران، و معشوقهای که در آغوش دیگران است را نمیپسندد. او بر مردانگی، غیرت، و استقلال تأکید دارد و از فریادهای بیثمر و منت گذاشتن دیگران بیزار است.
متن حاوی مفاهیم عاشقانه و اخلاقی پیچیدهای است که درک آنها به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، برخی مضامین مانند غیرت و رقابت ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا نامناسب باشد.
شماره ۱۰۷۴ - ما وصل تو با بوالهوسان دوست نداریم
ما وصل تو با بوالهوسان دوست نداریم
نوش تو بجوش مگسان دوست نداریم ۱
رفتیم ز گلزار تو از دست رقیبان
بر دامن گل دست خسان دوست نداریم ۲
مردانه گذشتیم ز جان وز همه پیشیم
واماندگی بازپسان دوست نداریم ۳
غیرت نگذارد که بگیریم کناری
معشوقه هم آغوش کسان دوست نداریم ۴
فریاد مکن اهلی اگر میکشدت هجر
ما منت فریاد رسان دوست نداریم ۵
نوش تو بجوش مگسان دوست نداریم ۱
رفتیم ز گلزار تو از دست رقیبان
بر دامن گل دست خسان دوست نداریم ۲
مردانه گذشتیم ز جان وز همه پیشیم
واماندگی بازپسان دوست نداریم ۳
غیرت نگذارد که بگیریم کناری
معشوقه هم آغوش کسان دوست نداریم ۴
فریاد مکن اهلی اگر میکشدت هجر
ما منت فریاد رسان دوست نداریم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۷۳ - چو شمع بیتو همه آه سوزناک شدم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۷۵ - با آنکه ز شوق نظری خواب ندارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.