خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و اشتیاق شدید خود به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که بدون توجه معشوق، زندگی برایش سخت و طاقتفرسا شده است. او از تنهایی، بیقراری و نالههایش میگوید و آرزوی وصال معشوق را دارد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۰۷۵ - با آنکه ز شوق نظری خواب ندارم
با آنکه ز شوق نظری خواب ندارم
چون گوشه چشمی فکنی تاب ندارم ۱
بر گریه من گر نکنی رحم تو دانی
من در جگر تشنه دگر آب ندارم ۲
تا گوشه ابروی تو محراب دلم شد
جایی بجز از گوشه محراب ندارم ۳
از ناله من خیل سگان توبه تنگند
وقتست که درد سر اصحاب ندارم ۴
از پیر مغان دورم و تشویش مرا کشت
ورنه گله از صحبت احباب ندارم ۵
در گریه گرم پارود از جا عجبی نیست
خاشاک صفت طاقت سیلاب ندارم ۶
بگشای در وصل بروی من و اهلی
درویش توام روی بهر باب ندارم ۷
چون گوشه چشمی فکنی تاب ندارم ۱
بر گریه من گر نکنی رحم تو دانی
من در جگر تشنه دگر آب ندارم ۲
تا گوشه ابروی تو محراب دلم شد
جایی بجز از گوشه محراب ندارم ۳
از ناله من خیل سگان توبه تنگند
وقتست که درد سر اصحاب ندارم ۴
از پیر مغان دورم و تشویش مرا کشت
ورنه گله از صحبت احباب ندارم ۵
در گریه گرم پارود از جا عجبی نیست
خاشاک صفت طاقت سیلاب ندارم ۶
بگشای در وصل بروی من و اهلی
درویش توام روی بهر باب ندارم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۷۴ - ما وصل تو با بوالهوسان دوست نداریم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۷۶ - عاشق مستم و محنت زده از بار دلم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.