خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از درد دل و آزارهایی که از دیگران میبیند شکایت دارد، اما در نهایت عشق را انتخاب میکند و خود را اسیر دل خود میداند. همچنین، او از هنر خود در مدیریت احساساتش سخن میگوید.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و محبت افراطی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۰۷۶ - عاشق مستم و محنت زده از بار دلم
عاشق مستم و محنت زده از بار دلم
دوستان عفو کنیدم که گرفتار دلم ۱
همه کس در پی تیمار و دل من ز جنون
سنگ بر سینه زنان در پی آزار دلم ۲
خار خار دلم از زخم زبان کم نشود
مگر آن سوزن مژگان بکشد خار دلم ۳
دل خرید از کف غم بازم و بفروخت بدوست
خود فروشی نکنم بنده بازار دلم ۴
عیب من از رخ معشوق نشاید اهلی
که مرا خود هنر اینست که در کار دلم ۵
دوستان عفو کنیدم که گرفتار دلم ۱
همه کس در پی تیمار و دل من ز جنون
سنگ بر سینه زنان در پی آزار دلم ۲
خار خار دلم از زخم زبان کم نشود
مگر آن سوزن مژگان بکشد خار دلم ۳
دل خرید از کف غم بازم و بفروخت بدوست
خود فروشی نکنم بنده بازار دلم ۴
عیب من از رخ معشوق نشاید اهلی
که مرا خود هنر اینست که در کار دلم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۷۵ - با آنکه ز شوق نظری خواب ندارم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۷۷ - گرچه بی بختم و دور از رخ گلفام توام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.