خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و دوری از معشوق سخن میگوید. او با وجود بیبختی و رنجهای عشق، شکرگزار حضور در زمان معشوق است. شاعر خود را تشنهای میداند که جرعهای از جان معشوق نوشیده و با وجود سختیها، چشمبهراه اوست. او از معشوق میخواهد که با لطف با او سخن بگوید و نظری به سویش بیندازد.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شاعرانه ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.
شماره ۱۰۷۷ - گرچه بی بختم و دور از رخ گلفام توام
گرچه بی بختم و دور از رخ گلفام توام
شکر این بخت چگویم که در ایام توام ۱
مرغ هرگز نپرد سوی من و من همه عمر
چشم در راه خبر گوش به پیغام توام ۲
ساقیا تشنه لم سوز مرا عیب مکن
چکنم سوخته جرعه یی از جان توام ۳
تو ملک خویی و با من سخن از لطف کنی
من خراب از ستم و کشته دشنام توام ۴
نظری کن که گدای نظرم چون اهلی
نه چو کوته نظران در پی انعام توام ۵
شکر این بخت چگویم که در ایام توام ۱
مرغ هرگز نپرد سوی من و من همه عمر
چشم در راه خبر گوش به پیغام توام ۲
ساقیا تشنه لم سوز مرا عیب مکن
چکنم سوخته جرعه یی از جان توام ۳
تو ملک خویی و با من سخن از لطف کنی
من خراب از ستم و کشته دشنام توام ۴
نظری کن که گدای نظرم چون اهلی
نه چو کوته نظران در پی انعام توام ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۷۶ - عاشق مستم و محنت زده از بار دلم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۷۸ - از جهان فردم همین در بند رخسار توام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.