هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و دوری از معشوق سخن میگوید. او با وجود بیبختی و رنجهای عشق، شکرگزار حضور در زمان معشوق است. شاعر خود را تشنهای میداند که جرعهای از جان معشوق نوشیده و با وجود سختیها، چشمبهراه اوست. او از معشوق میخواهد که با لطف با او سخن بگوید و نظری به سویش بیندازد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شاعرانه ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.
شماره ۱۰۷۷ - گرچه بی بختم و دور از رخ گلفام توام
گرچه بی بختم و دور از رخ گلفام توام
شکر این بخت چگویم که در ایام توام ۱
مرغ هرگز نپرد سوی من و من همه عمر
چشم در راه خبر گوش به پیغام توام ۲
ساقیا تشنه لم سوز مرا عیب مکن
چکنم سوخته جرعه یی از جان توام ۳
تو ملک خویی و با من سخن از لطف کنی
من خراب از ستم و کشته دشنام توام ۴
نظری کن که گدای نظرم چون اهلی
نه چو کوته نظران در پی انعام توام ۵
شکر این بخت چگویم که در ایام توام ۱
مرغ هرگز نپرد سوی من و من همه عمر
چشم در راه خبر گوش به پیغام توام ۲
ساقیا تشنه لم سوز مرا عیب مکن
چکنم سوخته جرعه یی از جان توام ۳
تو ملک خویی و با من سخن از لطف کنی
من خراب از ستم و کشته دشنام توام ۴
نظری کن که گدای نظرم چون اهلی
نه چو کوته نظران در پی انعام توام ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۵۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۷۶ - عاشق مستم و محنت زده از بار دلم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۷۸ - از جهان فردم همین در بند رخسار توام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.